السيد الخميني

83

سر الصلوة (معراج السالكين وصلوة العارفين) (فارسى)

و إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ مشترك بين حقّ و عبد است ؛ و از آنجا تا آخر سوره مختص به عبد است همين طور نماز نيز بدين ترتيب منقسم است : پس سجود براى حقّ است خاصه ، زيرا كه عبد فانى است ؛ و قيام براى عبد است ، چون در خدمت مولا ايستاده ؛ و ركوعْ حالت مشتركه است كه در آن انوار الهيّه در موطن عبد ظاهر مىشود . » « 1 » انتهى . نويسنده گويد : و نيز مادامىكه عبد در كسوهء عبوديّت است ، نماز و جميع اعمال آن از عبد است ؛ و چون فانى در حقّ شد ، جميع اعمال او از حقّ است و خود را تصرفى در آنها نيست ؛ و چون به صحو بعد المحو و بقاء بعد الفناء نايل شد ، عبادت از حقّ است در مرآت عبد . و اين اشتراك نيست بلكه « امر بين الامرين » است . و نيز تا سالك است ، عبادت از عبد است ؛ و چون و اصل شد ، عبادت از حقّ است . و اين است معنى انقطاع عبادت پس از وصول : وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ ؛ « 2 » اىِ الْمَوتُ . و چون موت كلى و فناى مطلق دست داد ، حقّ عابد است و عبد را حكمى نيست ؛ نه آنكه عبادت نكند بلكه عبادت كند و كانَ اللَّه سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ لِسانَهُ « 3 » - و آنچه بعض از جهلهء از متصوّفه گمان كرده‌اند از قصور است - و چون عبد به خود آمد ، عبادت از حقّ است در مرآت عبد واقع شود ، و الْعَبْدُ سَمْعُ اللَّه وَ لِسانُ اللَّه گردد . فصل ششم در [ سرّ ] استعاذه است و حقيقت آن ، پناه بردن از شيطان و تصرفات آن و مظاهر آن است به

--> ( 1 ) - اسرار العبادات ، ص 47 . ( 2 ) - « پروردگارت را عبادت كن تا يقين ( مرگ ) بيايدت . » ( حجر / 99 ) ( 3 ) - « و خدا گوش ، چشم و زبان او باشد . » در اصول كافى ، ج 4 ، ص 53 ، « كتاب الايمان و الكفر » ، « باب من آذى المسلمين و احتقرهم » ، حديث 7 و 8 اين مضمون آمده است .